الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
112
الغدير ( فارسى )
در زمرهء كسانى است كه حديث ضعيف مىآورند . « 1 » خداوند علم كتاب را به معاويه مىآموزد ! 18 - ذهبى در ميزان و ابن كثير در تاريخ خود از طريق نصير و او از ابو هلال محمد بن سليم روايت مىكند كه جبله از مردى و او از مسلمة بن مخلد نقل كرده است كه پيغامبر فرمود : خدايا كتاب خود را به معاويه بياموز ، و فرمان او را در شهرها برقرار كن . « 2 » ذهبى مىنويسد : جبله شناخته شده نيست و خبرش هم منكر است و با عقل و شرع ارتباط ندارد و ابن حجر آورده است : شايد آفت اين حديث در آن مرد مجهول باشد كه محمّد بن سليم است . « 3 » ذهبى و ابن حجر در شرح حال او نوشتهاند كه حديث دروغ مىگفته است . « 4 » خدا و پيامبرش معاويه را دوست دارند ! 19 - عقيلى از طريق بشر بن بشار سمسار از عبد اللّه بن به كار مقرى و او از اولاد ابو موسى اشعرى و آنها از پدرشان و او از جدش و او از ابوسى نقل مىكند كه گفته است : پيامبر به خانهء ام حبيبه وارد شد ، در حالى كه سر معاويه بر دامن او بود و به او گفت : آيا معاويه را دوست مىدارى ؟ گفت : چرا او را دوست ندارم ؟ سپس آن حضرت گفت : خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند . بنابه روايت عقيلى ، عبد اللّه بن به كار مجهول النسب است و روايتش پسنديده نيست و ذهبى نيز در ميزان بر آن است كه صحيح نيست . « 5 » بشر سمسار نيز در نادانى و گمنامى كمتر از ابن به كار نيست .
--> ( 1 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 109 ؛ تهذيب التهذيب : 6 / 206 . ( 2 ) . البداية و النهاية : 8 / 121 . ( 3 ) . لسان الميزان : 2 / 96 . ( 4 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 62 ؛ لسان الميزان : 5 / 192 . ( 5 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 26 ؛ لسان الميزان : 3 / 263 .